مترجم متن ۱۶ زبان مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

چندتا عکس از دخترم که امروز 8 ماهگیش بود را میخوام بذارم نمیدونم چطوری اگه میشه راهنماییم کنید  

                                      مرسی  

   بابای آرشین

 اگه کوسه ها، آدم بودن...
دخترک پرسید:

اگه کوسه ماهیا آدم بودن، با ماهیا مهربونتر می شدن؟

و جواب شنفت:

پس چی!

اگه کوسه ها آدم بودن،

تو دریا واسه ماهیا خونه می ساختن و پر خوراکیش می کردن!

اگه یه ماهی چیزیش می شد... مثلا باله اش زخم بر می داشت

هواش رو داشتن تا یه وقت نمیره!

واسه اینکه دلش نگیره،

زیر آب جشنای بزرگ راه می نداختن...

آخه ماهی خوشحال از ماهی پکر خوشمزه تره!

تو اون اتاقا واسه ماهیا مدرسه هم درست می کردن و

حالی شون می کردن چطوری رو به دهن کوسه ها شنا کنن!

اونوقت باید جهت یابیم یاد می گرفتن

تا بتونن درست به سمت کوسه ها برن!

اگه کوسه ها آدم بودن به ماهیا درس اخلاق می دادن!

یادشون می دادن بهترین کار واسه یه ماهی کوچولو

اینه که خودشو به یه کوسه پیشکش کنه!


اگه کوسه ها آدم بودن،ماهیا یه سری هم به هنر می زدن!

از دندون کوسه ها نقاشیای خوشگل می کشیدن،

نمایشایی راه می نداختن که توشون،

باریگرایی که نقش ماهیا رو بازی می کردن

با دل شاد تو دهن کوسه ها می رفتن!

وقت این شیرین کاری آهنگای قشنگم پخش می شد!

اونوقت تو اونجا یه مذهبی هم راه می افتاد که می گفت:

زندگی واقعی از تو شکم کوسه ها شروع می شه!


اگه کوسه ها آدم بودن، ماهیا با هم برابر نبودن!

ماهیای بزرگتر، کوچیک تر ها رو نوش جان می کردنو

این واسه کوسه ها خوب بود!

چون می تونستن ماهیای گنده تری رو بالا بندازن!


سرتو درد نیارم!

اگه کوسه ها آدم بودن،

زیر دریا هم قانون وجود داشت...! 

 

 

با اجازه امیر از وبلاگ http://ghantoores.blogfa.com/

دوستان عزیز چون چند وقت نبودم تمام لینکهای که داشتم الان غیر فعال شدند خوشحال میشم اگه لینک منو بذارید من هم . . . .

سلام با عرض پوزش از همه دوستان بعد از گذشت حدودا ۳ سال دوباره من برگشتم ولی الان دیگه بابا شدم و یک دختر خیلی خیلی ناز دارم اگه این افتخار را میدهید که مرا پذیرا باشید برام پیام بذارید

در تقویم‌ ایران‌ باستان‌، هر 365 روز را یک‌سال‌ می‌گویند و با گذشت‌ هر 120 سال‌، نوروز به‌مدت‌ یک‌ ماه‌ جلوتر می‌آمد، اما
پس‌ از وروداسلام‌ به‌ ایران‌، تقویم‌ هجری‌ قمری‌ رایج‌ شد، دراین‌ تقویم‌ هر 355 روز، یک‌ سال‌ کامل‌ محسوب‌می‌شود، این‌ تقویم‌ تا سال‌ 1304 شمسی‌ درکشور رایج‌ بود، اما در یازدهم‌ فرودین‌ سال‌1304 تصویب‌ شد، که‌ تقویم‌ شمسی‌ باید درایران‌ رایج‌ شود. در زمان‌ (ملکشاه‌ سلجوقی‌) بودکه‌ تعدادی‌ از دانشمندان‌ از جمله‌ (عطارنیشابوری‌)، مامور شد تا تقویمی‌ تنظیم‌ کنند که‌تقویم‌ جلالی‌ یا ملکشاهی‌ نام‌ گرفت‌ و در آن‌مصوب‌ شد که‌ نوروز از ابتدای‌ فصل‌ بهار آغاز شودو سال‌ قدیم‌ جای‌ خود را به‌ سال‌ جدید بدهد واین‌ مراسم‌ به‌ جشن‌ ملی‌ ایرانیان‌ تبدیل‌ شد. اززمانی‌ که‌ این‌ آیین‌ در ایران‌ رسم‌ شد، افراد،خانه‌های‌ خود را پاک‌ می‌کنند و فرش‌های‌ پاک‌ وتمیز می‌گسترانند و لباس‌های‌ جدید خود رامی‌پوشند و با (چهارشنبه‌سوری‌) به‌ پیشواز سال‌جدید می‌روند. از همان‌ دیرباز، یکی‌ مانده‌ به‌نوروز، زنان‌ به‌ بازار می‌رفتند و لباس‌ عیدشان‌ رامی‌خریدند، پارچه‌هایی‌ معمولا خریداری‌می‌کردند که‌ دارای‌ رنگ‌های‌ روشن‌ و سرخ‌ یازرد باشد و معتقد بودند اگر لباس‌ را خودشان‌بدوزند پارچه‌ آن‌ را روزهای‌ دوشنبه‌ یا جمعه‌قیچی‌ کنند و نیز معتقد بودند که‌ روز پنجشنبه‌ساعت‌ سنگین‌ است‌ و لباس‌ مدتی‌ روی‌ دست‌می‌ماند تا دوخته‌ شود، روز سه‌شنبه‌ اگر بریده‌ شودنصیب‌ دزد خواهد شد و روز چهارشنبه‌ می‌سوزد.

منبع: مجله خانواده سبز